آخرین محصولات

عیب از من بیمار نیست

عیب از من بیمار نیست...               در کنج این خانه اگر دارم هوای زلف او        عیب از دل خون من است تقصیر صاحب خانه چیست چشمت زمین گیرم نکرد ؟ آتش به جانم میزند          آن طرقه چشمان تو ، عیب از من بیمار نیست     دیدم نمی آید ز او دیشب به دامانم گلی          چشمت اگر دارد فقان تقصیر این بیچاره چیست   ما را به خون خوردن مکش ای یار بی مهر و وفا         مستم اگر از ناز او عیب می و میخانه چیست در راه  بت خانه همی ارام میکردم نگاه         دیدم گذر…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.9 ( 3 امتیازات)
0

عیب از من بیمار نیست…

              در کنج این خانه اگر دارم هوای زلف او        عیب از دل خون من است تقصیر صاحب خانه چیست

چشمت زمین گیرم نکرد ؟ آتش به جانم میزند          آن طرقه چشمان تو ، عیب از من بیمار نیست

    دیدم نمی آید ز او دیشب به دامانم گلی          چشمت اگر دارد فقان تقصیر این بیچاره چیست

  ما را به خون خوردن مکش ای یار بی مهر و وفا         مستم اگر از ناز او عیب می و میخانه چیست

در راه  بت خانه همی ارام میکردم نگاه         دیدم گذر کرد یاد او آرام این دیوانه کیست

 

شاعر : محمد جواد فرج زاده

0nofypq6exdpmcdlewf

ﺣﺎﻝ ﻣـﻦ ﺑـﺪ ﻧـﻴﺴﺖ , ﻏﻢ ﻛـﻢ ﻣــﻴـﺨﻮﺭﻡ . . .
ﻛـــــﻢ ﻛـﻪ ﻧـﻪ, ﻫــﺮ ﺭﻭﺯ ﻛـﻢ ﻛـــﻢ ﻣــﻴـﺨـﻮﺭﻡ . . !
ﺁﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫــﻢ , ﺳــــﺮﺍﺑــﻢ ﻣـﯽ ﺩﻫــﻨﺪ . . .
ﻋــــﺸﻖ ﻣـــﯿـﻮﺭﺯﻡ , ﻋـــــﺬﺍﺑـﻢ ﻣــــﯿـﺪﻫـﻨﺪ . . !
ﻣــﻦ ﻧــﻤـﯿﺪﺍﻧـﻢ ﮐــﺠﺎ ﺭﻓـــﺘـﻢ ﺑﻪ ﺧــﻮﺍﺑــــ . . .
ﺍﺯ ﭼـــﻪ ﺑـــــــــﯿـﺪﺍﺭﻡ ﻧــــﮑــﺮﺩﯼ ﺁﻓــــــــﺘــﺎﺏ . . !
ﭼـــﻨﺪ ﺭﻭﺯﯾـــﺴـﺖ ﺣـــﺎﻟﻢ ﺩﯾـــﺪﻧـﯽ ﺳـﺖ . . .
ﺣـﺎﻝ ﻣــﻦ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﻭ ﺁﻥ ﭘـــــﺮﺳــﯿﺪﻧﯽ ﺳـﺖ . . !
ﮔــــﺎﻩ ﺑـﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣــــﯿـﻦ ﺯﻝ ﻣــــﯿــﺰﻧـــــــــﻢ . . .
ﮔــــــﺎﻩ ﺑـﺮ ﺣــﺎﻓـﻈـ ﺗــــﻔﺎﻝ ﻣــــــــــﯿﺰﻧــــــــﻢ . . !
ﺣــﺎﻓﻆ ﺩﯾــــــﻮﺍﻧـــﻪ ﻓـــﺎﻟـــــــﻢ ﺭﺍ ﮔـــــﺮﻓـﺖ . . .
ﯾـــﮏ ﻏــــﺰﻝ ﺁﻣـــــﺪ ﮐﻪ ﺣــﺎﻟــــــﻢ ﺭﺍ ﮔـــــﺮﻓـﺖ . . !
یک شبی مجنون نمازش را شکست …..

 

 

زندگى آموخت گاهى سربزيرى بهتر است
وقت دلتنگى برايت گوشه گيرى بهتر است

دخترى زيبا كه در رويا تو را بوسيده است
دست در دست كسى ديدى، بميرى بهتر است

بغض دارى، خيره مى مانى به عكسى توى قاب
خوب مى دانى در آغوشش نگيرى بهتر است

روزها دلگير و تكرارى است اما شب كه شد
زير ماه و “کوچه” گردى با “مشيرى” بهتر است

سنگ هم عاشق شود گوهر صدايش مى كنند
در دل معشوق اگر باشى اسيرى بهتر است

 

 

 

 

تا به کی ، این دل دیوانه ، به تو رو بزند ؟
عشق ، در پای تو افتاده ، و زانو

بزند ؟

چشم من ، منتظر دیدن تو باشد و اشک !
روز و شب ، راه تو را یکسره ، جارو بزند !

ذکر خیرت ، همه جا هست ، شنیدم صیاد !
دیده چشمان تو و ، رفته که آهو بزند

شاپرک مست شده ، دور شما می گردد !
آمده پیش تو زنبور ، که کندو بزند !

زودتر ، با دل دیوانه ی من ، راه بیا !
ترسم این است ، کسی دست به جادو بزند !

لطف کن ، با خبر آمدنت ، شادم کن !
تا به کی لشگر غم ، در دلم اردو بزند ؟؟

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ
ﺑﻐﺾ ﺁﺗﺸﻨﺎﻙ ﻭ ﺁﻩ ﺩﺍﻍ ﻭ ﺍﺷﻚ ﺳﺮﺩ ﺭﺍ

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺁﻳﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﻳﺶ
ﺩﺳﺖ ﺗﻨﮓ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﻱ ﺑﻲ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺭﻧﮓ ﺯﺭﺩ ﺭﺍ

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ ﻧﻘﺶ ﺭﻧﺞ
ﺟﺎﻱ ﭘﺎﻫﺎﻱ ﻋﺮﻕ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮ ﮔﺮﺩ ﺭﺍ

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻳﺪﻱ ﺩﺭ ﭘﮕﺎﻫﺎﻥ ﺍﻣﻴﺪ
ﺭﻭﻱ ﻛﺘﻒ ﺷﺐ ﺳﺘﻴﺰﺍﻥ ﭼﻜﻤﻪ ﻱ ﺷﺒﮕﺮﺩ ﺭﺍ

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻳﺪﻱ ﺗﺎﺱ ﭼﺮﺧﺎﻥ ﺣﺮﻳﻒ
ﺑﺎ ﭼﻪ ﺗﺮﻓﻨﺪﻱ ﺗﺮﺍﺯﺩ ﻃﺎﻕ ﻭ ﺟﻔﺖ ﻧﺮﺩ ﺭﺍ

ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﻭﻟﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻱ
ﺍﺯ ﻃﻔﻴﻞ ﻣﺮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻱ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺭﺍ

ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺭﻭﺯ ﺗﻼﻓﻲ ﺍﺭﻓﻊ ! ﺍﻳﻦ ﺧﻂ ﺍﻳﻦ ﻧﺸﺎﻥ
ﺁﻱ ﺑﻲ ﺩﺭﺩﺍﻥ ﺑﻴﺎﺯﺍﺭﻳﺪ ﺍﻫﻞ ﺩﻝ ﺭﺍ……..!!

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستم
هر چه می خواهی بگو فکر شعارت نیستم

گر چه اقیانوسی و، من ماهیِ بی ادّعا
هر چه بودم عاشقت حالا دچارت نیستم

روزگاری آشیانم گوشه ی دام تو بود
پر زدم از دام تو دیگر شکارت نیستم

هر شب از دیوانگی هایم غزل می بافتم
اندکی عاقل شدم بی اختیارت نیستم

خاطراتت مال تو بردار و از اینجا برو
هر قدَر ناراحت امّا بی قرارت نیستم …

 

5 نظر

  1. زندگى آموخت گاهى سربزيرى بهتر است
    وقت دلتنگى برايت گوشه گيرى بهتر است

    دخترى زيبا كه در رويا تو را بوسيده است
    دست در دست كسى ديدى، بميرى بهتر است

    بغض دارى، خيره مى مانى به عكسى توى قاب
    خوب مى دانى در آغوشش نگيرى بهتر است

    روزها دلگير و تكرارى است اما شب كه شد
    زير ماه و “کوچه” گردى با “مشيرى” بهتر است

    سنگ هم عاشق شود گوهر صدايش مى كنند
    در دل معشوق اگر باشى اسيرى بهتر است

  2. . تا به کی ، این دل دیوانه ، به تو رو بزند ؟
    عشق ، در پای تو افتاده ، و زانو

    بزند ؟

    چشم من ، منتظر دیدن تو باشد و اشک !
    روز و شب ، راه تو را یکسره ، جارو بزند !

    ذکر خیرت ، همه جا هست ، شنیدم صیاد !
    دیده چشمان تو و ، رفته که آهو بزند

    شاپرک مست شده ، دور شما می گردد !
    آمده پیش تو زنبور ، که کندو بزند !

    زودتر ، با دل دیوانه ی من ، راه بیا !
    ترسم این است ، کسی دست به جادو بزند !

    لطف کن ، با خبر آمدنت ، شادم کن !
    تا به کی لشگر غم ، در دلم اردو بزند ؟؟

  3. ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺭﺍ
    ﺑﻐﺾ ﺁﺗﺸﻨﺎﻙ ﻭ ﺁﻩ ﺩﺍﻍ ﻭ ﺍﺷﻚ ﺳﺮﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺁﻳﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﻳﺶ
    ﺩﺳﺖ ﺗﻨﮓ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﻱ ﺑﻲ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺭﻧﮓ ﺯﺭﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ ﻧﻘﺶ ﺭﻧﺞ
    ﺟﺎﻱ ﭘﺎﻫﺎﻱ ﻋﺮﻕ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮ ﮔﺮﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻳﺪﻱ ﺩﺭ ﭘﮕﺎﻫﺎﻥ ﺍﻣﻴﺪ
    ﺭﻭﻱ ﻛﺘﻒ ﺷﺐ ﺳﺘﻴﺰﺍﻥ ﭼﻜﻤﻪ ﻱ ﺷﺒﮕﺮﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺩﻳﺪﻱ ﺗﺎﺱ ﭼﺮﺧﺎﻥ ﺣﺮﻳﻒ
    ﺑﺎ ﭼﻪ ﺗﺮﻓﻨﺪﻱ ﺗﺮﺍﺯﺩ ﻃﺎﻕ ﻭ ﺟﻔﺖ ﻧﺮﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﻭﻟﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻱ
    ﺍﺯ ﻃﻔﻴﻞ ﻣﺮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻱ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺭﺍ

    ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺭﻭﺯ ﺗﻼﻓﻲ ﺍﺭﻓﻊ ! ﺍﻳﻦ ﺧﻂ ﺍﻳﻦ ﻧﺸﺎﻥ
    ﺁﻱ ﺑﻲ ﺩﺭﺩﺍﻥ ﺑﻴﺎﺯﺍﺭﻳﺪ ﺍﻫﻞ ﺩﻝ ﺭﺍ……..!!

  4. می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستم
    هر چه می خواهی بگو فکر شعارت نیستم

    گر چه اقیانوسی و، من ماهیِ بی ادّعا
    هر چه بودم عاشقت حالا دچارت نیستم

    روزگاری آشیانم گوشه ی دام تو بود
    پر زدم از دام تو دیگر شکارت نیستم

    هر شب از دیوانگی هایم غزل می بافتم
    اندکی عاقل شدم بی اختیارت نیستم

    خاطراتت مال تو بردار و از اینجا برو
    هر قدَر ناراحت امّا بی قرارت نیستم …

  5. خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم
    چندان که در هوای تو از خاک بگسلم
    .
    دل را قرار نیست، مگر در کنار تو
    کاین سان کشد به سوی تو منزل به منزلم
    .
    کبر است یا تواضع اگر، باری این منم
    کز عقل نا تمامم و در عشق کاملم !
    .
    با اسم اعظمی که به جز رمزِ عشق نیست
    بیرون کِش از شکنجه ی این چاهِ بابلم
    .
    بعد از بهارها و خزان ها، تو بوده ای
    ای میوه ی بهشتی از این باغ، حاصلم
    .
    تو آفتاب و من چو گل آفتابگرد
    چشمم به هر کجاست، تویی در مقابلم …
    .
    دریا و تخته پاره و توفان و من، مگر
    فانوس روشن تو کشاند به ساحلم
    .
    شعرم ادای حق نتواند تو را، مگر
    آسان کند به یاریِ خود، «خواجه» مشکلم:
    .
    « با شیر، اندرون شد و با جان، به در شود
    عشق تو در وجودم و مِهر تو از دلم»

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>