آخرین محصولات

ویژگی های فکری و سبک شعری فروغ فرخزاد

  ویژگی های فکری و سبک شعری فروغ فرخزاد مقدّمه با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه جهانی بدنبال دستیابی به جایگاه واقعی شان در سطوح گوناگون می باشند و همچنین درصدد تغییر وضع موجود (مرد سالارانه) هستند ، پرداختن به اندیشه و اشعار یک زن ایرانی (فروغ فرخزاد) که بیش از 4 دهه پیش به دنبال جدا سازی زن ایرانی از بستر سنتی و جو پایدار سابق حاکم بر جامعه ایرانی بوده است؛ از این طریق امکان دستیابی به نحوه نگرش زن مدرن ایرانی (فروغ) را فراهم می آورد... فروغ فرخزاد (1345-1313 /1967-1935 ) شاعر معاصر ایرانی که…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 3.81 ( 8 امتیازات)
0

 

ویژگی های فکری و سبک شعری فروغ فرخزاد

مقدّمه

با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه جهانی بدنبال دستیابی به جایگاه واقعی شان در سطوح گوناگون می باشند و همچنین درصدد تغییر وضع موجود (مرد سالارانه) هستند ، پرداختن به اندیشه و اشعار یک زن ایرانی (فروغ فرخزاد) که بیش از 4 دهه پیش به دنبال جدا سازی زن ایرانی از بستر سنتی و جو پایدار سابق حاکم بر جامعه ایرانی بوده است؛ از این طریق امکان دستیابی به نحوه نگرش زن مدرن ایرانی (فروغ) را فراهم می آورد…

فروغ فرخزاد (1345-1313 /1967-1935 ) شاعر معاصر ایرانی که بعد از نیما یوشیج و در کنار احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث از پیشگامان شعر معاصر فارسی محسوب می شود؛ حدود 12 سال به شعر و شاعری به سبک شعر نو پرداخت . نوع نگاه فروغ به جنسیت امکان تحلیل و تبیین عدم تحول جدی رویکرد فمینیستی را در جامعه امروز ایران فراهم می آورد.گرچه معتقدیم که با توجه به حجم گسترده مطالب و مکاتب مختلف ادبی موثر بر افکار فروغ فرخزاد و جهت دستیابی به تفکر واقعی فروغ در مورد زنان؛  از سویی لزوم درگیر شدن با گستره ی وسیعی از داده ها و اطلاعات را طلب نماید، از سوی دیگر بر قرار نمودن ارتباط معنا دار میان تحولات سیاسی – اجتماعی صورت گرفته در جامعه ایران، موجب پدیدار شدن مفروضات ، گزاره ها و عوامل معتددی در این پژوهش می گردد.

در این نوشتار از طریق روش توصیفی – تحلیلی بدنبال این سوال اصلی هستیم که اشعار فروغ فرخزاد چه تاثیری بر ارتقای جایگاه زن ایرانی داشته است؟

در واقع با رویکردی فمینیستی که رویکردی انتقادی و نو در عرصه علم سیاست محسوب می شود بدنبال تئوریزه نمودن افکار و عقاید فروغ که در اشعار او تبلور می یابد، هستیم تا ضمن بهره گیری و توجه به مفروضات، درصدد آزمون این فرضیه هستیم که “عدم رهایی فروغ از قید وبندها و عرف و عادت حاکم بر جنسیت در ساختار سنتی ایران؛ مانع فروغ در ایجاد تحول جدی در جایگاه زن ایرانی شده است”.

فروغ شاعر زندگي است و گوشه هاي بکر آن را زيسته و سروده است، پس طبيعي است در شعر او همه چيز طبيعي باشد. از جمله موسيقي که کارکرد درست آن از جنبه هاي قدرتمند شعرهايش است. وزن عروضي و نيمايي ، آشکارترين شکل موسيقي در شعر فارسي است که مبناي وزن عروضي، همساني و تساوي ارکان عروضي و اساس وزن نيمايي، مبتني بر عدم لزوم همگوني مصراع هاست . يکساني زحاف در رکن آخر وزن، در همه مصراع هاي يک شعر در عروض سنتي لازم است و در شعر نيمايي به دليل شکستن وزن و عدم تساوي ارکان، زحاف رکن آخر در مصراع هاي شعر مي تواند متغيّر باشد. البته هر ابزاري را که شاعر در شعر استفاده کند تا کلام را از سياق طبيعي نثر خارج سازد و در آن طنين و تناسب ايجاد کند، از گونه موسيقي شعر محسوب مي شود. در نتيجه، نه فقط وزن عروضي بلکه هر نوع تناسب و آهنگي را که ناشي از شيوه ي ترکيب واژگان ، انتخاب قافيه ها و رديف ها و همگوني صامت ها و مصوّت و… باشد نيز در شمار آن قرار مي گيرد.
اگر شعر شاعري، نمود واقعي حالات دروني او باشد و همچنين اگر شاعر داراي قريحه و ذوق و گوش موسيقيايي باشد از ابتدا، شعربا وزن متناسب خود از ذهن شاعر بيرون مي تراود و در واقع اين وضعيّت روحي و رواني است که وزن را به دنبال مي کشد نه آنکه شاعر از ميان اوزان مختلف دست به گزينش بزند . در مورد شعر فروغ اين هماهنگي تا حدود بسياري برقرار است و بعلاوه ابزارهاي سازنده موسيقي دروني در شعر او در همه ي دفترها برجسته اند و در دو دفتر «تولّدي ديگر »و«ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد»کارکرد خيلي ويژه اي دارند.

فروغ فرخزاد در سه كتاب نخستش (اسیر، دیوان، عصیان)، بیش تر هوس های زنانه را به نظم می‌كشید ولی با (تولدی دیگر) به سوی ایجاد تصویرهای زنانه از زندگی خصوصی و اوضاع محیط خود گراییده است. دیوار دومین اثر وی وضعی را می‌رساند كه شخص می‌خواهد تمام محدودیت های سنتی را درهم شكند. چرا كه خود را در دنیای از خود بیگانگی در می‌یابد كه دور و برش را دیواری حصار كرده است. در سومین اثرش (عصیان) ساده‌ترین و عمیق‌ترین مضمون كشف شده ی هویت انسانی هویت شیطانی را و مسأله بنیادی فلسفی اختیار و اجبار را عرضه كرده است.

نوع نوشته‌های فروغ و بسامد برخی واژه‌ها و كاربرد آن در دید اول هر مخاطبی را بر آن می‌دارد كه این احتمال را بدهد كه شاعر این قطعه ها زن است، زنی كه در چهار دیوار اسارت خانگی در برابر سنت‌ها و اخلاقیات معمول خانوادگی می‌ایستد و با جسارتی كه ویژه ی اوست، تنها احساسات و تمایلات غریزی خود را بر ملا می‌سازد كه می توان گفت هم از نظر تصویر و هم از لحاظ فكر و محتوا، ویژه ی اوست.
فكر و محتوا در سه كتاب اول از چهارچوب (من) زنی كه درگیر با مسایل سطحی و ظاهری و پیش پا افتاده است فراتر نمی‌رود. او به هیچ مسأله‌ای عمیقن نگاه نمی‌كند و نمی‌اندیشد. او چون گزارشگر پرشتابی می‌ماند كه عواطف و احساسات ابتدایی خویش را به سرعت و به راحتی منعكس می‌كند و در ابراز این احساسات سطحی، بی‌پرده و بی‌پروا سخن می‌راند، مثلن در شعر شب هوس از دفتر شعر اسیر می‌خوانیم:
سرشار/ از تمامی خود سرشار/ می‌خواهمش كه بفشردم بر خویش/ بر خویش بفشرد من شیدا را / بر هستیم به پیچد، پیچد سخت / آن بازوان گرم و توانا را / در لابه لای گردن و موهایم / گردش كند نسیم نفس‌هایش / چون شعله‌های سركش بازیگر / در گیر دم به همهمه در گیرد / خاكسترم بماند در بستر/ در بوسه‌های پر شررش جویم / لذت آتشین هوس‌ها را /…شاید سادگی شعر فروغ، از این سرچشمه می‌گیرد كه بین تجربیات روزمره زندگی و چیزی كه او به صورت شعر در می‌آورد فاصله‌ای وجود ندارد.

بیان احساسات تند عاشقانه، گله از معشوق و سختی های عشق، شعرهایی خطاب به پسر یا شوهر ارایه ی تصویری از خانه‌ای متروك و بی‌رونق كه خانه خود شاعر پس از طلاق است و نیز سطح گونه‌هایی كه نوعی عصیان و سركشی در مقابل جامعه است از جمله محتواهای سه كتاب دوره ی اول شاعری فروغ است. محتوای كتاب های دوره دوم عبارت است از احساس مرگ، احساس تاریكی و شب اضطراب و پریشانی و عدم رابطه با دیگران و تلاش برای ایجاد این رابطه، یادآوری های دوران كودكی و آرزوی آمدن آن به خاطر صمیمیتی كه در آن بود.

فروغ فرخزاد در زمینه ی بازتاب عواطف و روحیات عمیق زنانه پیشتاز زنان شاعر است. او هم در زمینه بازتاب عواطف یك زن صمیمیت و رك‌گویی ویژه ی خود را دارد و هم در حوزه ی بیان وجدان های اجتماعی از دیدگاه یك زن بیانی روشن و آشكار دارد. و «فروغ هیچ گاه میل ندارد از پشت پرده سخن گوید و همیشه از رو به رو با مسایل برخورد می كند»

فروغ در شعرهایش آن چنان صمیمی و صریح حرف می‌زند كه می‌توان آن شعرهای را نمونه‌ای بارز از «ادبیات شخصی» دانست.

خود فروغ خوب به مسأله صمیمیت و عاطفه ی عمیق شاعرانه آگاه است و می‌گوید:
«شاعر بودن یعنی انسان بودن. بعضی‌ها را می‌شناسم كه رفتارشان هیچ ربطی به شعرشان ندارد. یعنی فقط وقتی شعر می‌گویند كه شاعر هستند، بعد تمام می‌شود؛ دو مرتبه می‌شوند یك آدم حریص شكموی تنگ‌نظر بدبخت حسود حقیر. من حرف های این آدم را قبول ندارم. من به زندگی بیش تر اهمیت می‌دهم.»

فروغ اما در شعر فارسي نخستين زني است كه روش تازه‌اي براي بيانِ فرديت خود برگزيد. او در سه مجموعة نخست خود تمام مسائل را از چشم‌انداز زنانه و از موضع جنسي ديد و در دو مجموعة بعدي از موضع انساني به مسائل پيرامون خود نگريست. فروغ در دو دورة شعري خود، چه در دورة نخستين كه صرفاً احساس و چه در دورة پس از آن كه انديشه را سرود، تصويرگر هويت عمومي و حضور جمعي زنِ ايراني نبود. او، برخلاف موقعيت زن در جامعة سنتي ايران، نخست زني عاشق و سركش را تصوير كرد كه در جامعة اخلاقي با تكفير و تحقير روبه‌رو شد، و سپس تصويري از زنِ انديشمند ارائه داد كه هويت خويشتن را مي‌شناخت و پيرو الگوهاي متعارف نبود. پذيرش چنين زني در جامعة مردبرتر ايرانِ آن روز همان‌قدر سخت و از سويي خطرناك بود كه زنِ نخست!

براي روشن شدن جزئيات نگاه زنانة فروغ و چهرة زن در اشعار او اين موضوع را در پنج مجموعة شعر او به‌تفكيك بررسي مي‌كنيم.

اسير، نخستين مجموعة شعر فروغ فرخزاد، در تابستان 1334 به‌چاپ رسيد.1 اين كتاب شامل 44 قطعه شعر است. محور اشعار اين مجموعه زن و عشق است با موضوع‌هايي چون خواهش‌هاي هوس‌آلود زني عاشق، احساس گناه، خاطرات زني عاشق، اسارت و آرزوي فرار، حديث نفس زني عاشق، رازهاي دروني او، بي‌تابي او به هنگام ديدار معشوق، و عشق كه زن را مي‌خواند تا گناه كند. تمام موضوع اين كتاب حولِ محور عشق يك زن مي‌گردد و تنها دو قطعة آن به لحاظ موضوعي متفاوت است («بيمار» و «پاييز») كه عشقِ زن در آنها مطرح نيست اما با ديدي زنانه سروده شده است.
اين اشعار، كه به لحاظ كيفيت و كميت نخستين اشعار زنانة فارسي به‌شمار مي‌آيند، از چند جنبه قابل بررسي‌اند. نخست آنكه زني شاعر براي نخستين بار خواست‌ها خود را براي همه بازمي‌گويد و به شيوة بي‌سابقه‌اي عريان مي‌نويسد. ديگر اينكه در آنها تصويري تازه از زن ارائه شده است كه با هويت واقعي زن در جامعه و فرهنگ ايران تفاوت دارد. اين تصوير، كه با اتكا به تجربة شاعر خلق شده است، تصويري ناآشنا و غريب از زني واقعي است سرشار از كشش‌هاي جنسي، احساس و عاطفه؛ زني سخت عاشق و گاه خائن، با هويت فردي مشخص كه در شعر فروغ موجوديت يافته است. اما هدف فروغ از ارائة چنين تصويري از زن چيست؟ آيا مخالفت آشكار با نگاهي است كه در ادبيات كهن و در جامعه و فرهنگ ايران نسبت به زن وجود دارد؟ آيا آميختگي شعر و زندگي، ذهنيت و رازهاي دروني او را آشكار كرده و پرده از خصوصي‌ترين لحظه‌هاي زندگي و تجربه‌هاي شخصي‌اش برداشته است؟ آيا اين تصوير نمودي از شكلِ آرماني زن در منظر شاعر است؟ به‌راستي چرا فروغ زنانگي خود را به‌طور جنون‌آميزي در شعر بيان كرد؟ آيا اين موضوع به آزادانگاري ذاتي او بستگي داشت كه چون ديگر زنان در جامعة مردسالار به سليقة نيمة برتر زندگي نكرد و ننوشت؟ چرا خواست‌هاي خصوصي و كشش‌هاي جنسي خود را در معرض ديد همگان گذاشت؟ در واقع، چه رابطه‌اي بين سرودن، بدن و زن بودن او وجود داشت كه در ديگران نبود و او چنين علاقه‌مند بود كه شعر را به زبان بدن خود تبديل كند؟
به هر ترتيب، زن در مجموعة اسير زني عاشق و سركش با رفتارهايي ضد اخلاقي و غريب چون سرخوشي، بي‌پروايي جنسي و بي‌ملاحظه‌گي است، در جامعه‌اي كه قراردادهاي اخلاقي آن بسيار دشوار و سخت است. مجموعة اسير خاطره‌هاي منظوم و اعتراف‌هاي زني عاشق است كه بي‌پرواي همگان براي خويشتن خويش مي‌نويسد، گويي شاعرِ مجموعة اسير جز خود و نفسِ خويشتن هيچ حقيقتي را در جهان نمي‌شناسد و سروده‌هايش تنها نمودي از احساس‌ها و عاطفه‌هاي مهارنشدة زني عاشق و جوان است كه در پيِ ثبت لحظه‌هاي زندگي بر سفيدي كاغذ است و در ارائة آن نه به مخاطب توجهي دارد و نه به ساختار شعر؛ به همين سبب، در مجموعة اسير پاره‌هاي عادي و گفتاري بسيار است.

نویسنده : محمد جواد فرج زاده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>