آخرین محصولات

مقاله باستان شناسی

مقاله باستان شناسی

مقدمه

باستان شناسی ، دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشتة انسان ، بر اساس مطالعة اشیا و آثار دیرین و جزآن . فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

به نقل تاریخ ، نخستین کسی که به فعّالیّتهای باستان شناسی پرداخت ، نَبونیدوس (آخرین پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که برای یافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهة خورشید، آن را کاوید و دیوارهای معبد ی را کشف کرد که نَرَمسین (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود (سیدسجادی ، ص 3، 11).

ابودلف خزرجی از کسانی است که از عملیات حفّاری ، به منظور دستیابی به اشیای عتیقه ، در قرن چهارم هجری خبر می دهد. او ضمن اشاره به آثار و ابنیة شگفت آور زمان قوم عاد، که در قریة هندیجان در نزدیکی ارّجان * قرار دارد، می نویسد: «در این قریه برای به دست آوردن گنجینه ها و آثار تاریخی ، مانند مصر، کاوش می کنند» (ص 91)

 

باستان شناسي چيست؟

تعريف علمي باستان شناسي :باستان شناسى، دانش بررسى فرهنگ هاى انسانى از راه بازیابى، مستندسازى، و تحلیل بازمانده هاى مادى بشر، همچون معمارى، دست ساخته ها، بازمانده هاى انسانى و یا پهنه زمین است

 هدف نهایى باستان شناسى، روشنگرى درباره تاریخ بشر و فراز و فرود شكل گیرى تمدن است از این رو بسیارى از رشته هاى دیگر علوم انسانى نظیر تاریخ، گیتا شناسى، زمین شناسى و مردم شناسى در پیوند با این دانش بشرى بوده اند. با این حال علم باستان شناسى از چندین دهه قبل نه تنها در اصول و روش تحقیق، بلكه در اهداف نیز به سرعت دستخوش تحولات بنیادى شده است. باستان شناسى با درك مفاهیم میراث گذشتگان بر مبناى آثار باقى مانده در درون و برون خاك به این اسناد و میراث گذشته معناى فرهنگى ویژه مى دهد.» در ایران همپاى كاوش هاى فرنگیان، دانش باستان شناسى نزد معدود دانش آموختگان و فرهیختگان این رشته، بسط و گسترش یافت. برای باستان‌شناسی تعاریف مختلفی پیشنهاد و ارائه شده است. باستان‌شناسی مطالعهٔ فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته است.

باستان شناسی یکی از شبعات انسان‌شناسی است که در تصحیح متون تاریخی نقش عمده‌ای دارد. درباره تاریخ می‌توان گفت که آغاز زمانی است که انسان از نگارش و کتابت برای ثبت وقایع و رویدادها استفاده کرد. که قدمت آنها حداکثر به حدود ۵٬۲۰۰ سال پیش (۳٬۲۰۰ پ. م) می‌رسد که برای اولین بار در میانرودان و دشت خوزستان آغاز گردید.

محدودهٔ مطالعات باستان‌شناسی بیشتر از زمانی است که انسان‌ها شروع به ساخت ابزار کردند این امر در حدود دو میلیون و ششصد هزار سال پیش اتفاق افتاد… ! انسان‌هایی که ابزار ساز نبودند بیشتر در محدودهٔ مطالعات شاخهٔ دیرین‌شناسی رشتهٔ انسان‌شناسی است.

بنابراین می‌توان گفت که باستان‌شناسی آن شاخه از انسان‌شناسی است که درباره انسانهای ابزار ساز بحث و مطالعه می‌کند.

باستان‌شناسان نیز پژوهشگرانی هستند که درباره فرهنگ مادی انسان و جوامع گذشته انسانی، پژوهش، تحقیق و مطالعه می‌کنند. چرا که دستیابی به اطلاعات فرهنگ مادی انسانها و جوامع گذشته بسیار محدود و در مواقعی حتی غیر ممکن است.

باستان‌شناسی در جهان به شاخه‌های متعددی چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی تقسیم می‌شود.

انواع یافته‌های باستان‌شناختی

برخی از دسته‌بندی‌های یافته‌ها در محوطه‌های باستان‌شناختی:

دست‌ساخته
artifact

آنچه بشر ساخته یا شکل داده یا از آن استفاده کرده است، از نوع اشیا، سازه‌ها، وسایل، بافت‌ها، آرایه‌ها، سفالینه‌ها، سلاح‌ها و آثار هنری. هر دست‌ساخته‌ای که از مواد آلی ساخته شده است، مانند چوب، استخوان، عاج، شاخ را دست‌ساختهٔ آلی می‌گویند. هر شیء طبیعی که در ظاهر شبیه به ابزار ساختهٔ دست بشر باشد دست‌ساخته‌نما pseudo-artifact نامیده می‌شود. مشخصهٔ غیرقابل‌تغییر یا متغیر مستقل یک دست‌ساختهٔ معین، شاخصهٔ دست‌ساخته artifact attribute نام دارد. گروهی از دست‌ساخته‌ها که در بسیاری ویژگی‌های ذاتی اشتراک داشته باشد یک گونهٔ دست‌ساخته artifact type را تشکیل می‌دهند.

بوم‌ساخته
ecofact

هرگونه بقایای جانوری یا گیاهی یافت‌شده از یک محوطهٔ باستانی که هیچ‌گونه تغییر ناشی از فناوری در آن وجود نداشته باشد، اما بر نوعی ارتباط فرهنگی دلالت کند بوم‌ساخته نام دارد. هرگونه بوم‌ساخته با منشأ زیستی، مانند چوب و استخوان و عاج و گروه‌های گیاهی را بوم‌ساخته‌های آلی و هرگونه بوم‌ساخته که فاقد منشأ زیست‌شناختی باشد، شامل خاک و مواد معدنی و نظایر آن را بوم‌ساخته‌های معدنی می‌نامند.

هرگونه بوم‌ساخته‌ای، شامل نمونه‌های میکروسکوپی که از گیاهان به جا مانده باشد، مانند هاگ‌ها و گَرده‌ها یا نمونه‌های ماکروسکوپی مانند بذرها و تخم‌ها و هسته‌ها و بقایای چوب و شاخ و برگ‌ها تشکیل گیابوم‌ساخته‌ها floral ecofacts را می‌دهند.

پدیدار
feature

عنصری در یک محوطهٔ باستانی یا هر واحد باستان‌شناختی مجزا که ساختار یا لایه یا دست‌ساختهٔ مستقلی به شمار نمی‌آید و نمی‌توان آن را جابه‌جا کرد، نظیر چاه‌ها، جوی‌ها، و دیوارها، پدیدار نامیده می‌شود.

زمین‌ساخته
geofact

هرگونه مادهٔ کانی یا سنگ معدنی که در محوطهٔ باستانی به دست می‌آید و نشان‌دهندهٔ امکان وجود لایه‌های معدنی در نزدیکی محوطه است.

باورساخته
ideofact

هر یافتهٔ باستان‌شناختی ناشی از فعالیت‌های عقیدتی انسان در گذشته.

شأن‌ساخته
sociofact

شیء یا نمادی باستان‌شناختی، حاصل کنش‌های اجتماعی انسان، که مرتبهٔ اجتماعی کاربران آن را نشان می‌دهد.

فن‌ساخته
technofact

دست‌ساخته‌ای برای فعالیت‌های عملی، مانند تهیهٔ غذا و پناهگاه و دفاع، که حاصل فعالیت‌های فنّاورانه است.

دوره‌های زمانی در باستان‌شناسی ایران

باستان‌شناسی و تاریخ‌گذاری

باستان‌شناسی مانند همه علوم علم پویا وتکامل پذیراست. تحولاتی که از آغاز قرن بیستم تاکنون در جمع‌آوری وپردازش داده‌ها در پژوهشهای باستان‌شناسی به‌وجود آمده‌است به یافتن روش‌های جدید تجزیه وتحلیل داده‌ها با توجه به تفاوت در شکل ظاهری، کاربرد، تزیینات، نوع فناوری ومواد تشکیل دهنده یافته هامنجر شده‌است. باستان‌شناسی به دنبال شواهد مورد نیازبرای ترسیم دوباره ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی جوامع مختلف است. باستان‌شناسان با تعیین محدوده زمانی پیشرفتهای فرهنگی وفناوری در مکانی مشخص ونیز تعیین محدوده زمانی این پیشرفتها در مناطق مختلف، به بررسی فرایند نفوذ و تاًثیر پیشرفت‌های علمی وفرهنگی جوامع مرتبط با یکدیگر و نیز شناخت چگونگی تحولات همزمان در این جوامع می‌پردازد پژوهشگران برای بررسی مراحل این تغییر وتحولات، از زمان نخستین انسان ابزارساز تاکنون، به چهارچوبی برای تاریخگذاری وقایع نیازمندند.

اندازه‌گیری زمان در باستان‌شناسی

زمان کمیتی پیوسته است که در حواس انسانی به صورت رشته وقایع بهم پیوسته احساس می‌شود. محدوده زمانی بین وقایع یا بین یک واقعه تا زمان حال بر حسب تعداد سالهایی که بین این وقایع سپری شده، اندازه‌گیری می‌شود. تغییر، یک نشانۀ تاریخ‌گذاری برای باستان‌شناس است.

 تغییرات امکان تقسیم این کمیت پیوسته را به قطعات مادی مجزا یا دوره‌ها فراهم می‌آورند. در باستان‌شناسی، روش‌های مختلفی به‌طور مستقل یا در ارتباط با یکدیگر برای نسبت دادن یک تاریخ به یک شیءو در نتیجه تاریخگذاری یک واقعه یا دوره وجود دارد. معتبر ترین روش تاریخگذاری، نسبت دادن یک تاریخ قطعی به یک واقعه براساس شواهد مکتوب است. یافتن سکه‌ها و الواح مکتوب که با استناد به آنها می‌توان یک تاریخ قطعی یا یک محدوده مشخص زمانی رااستنتاج کرد، از این جمله‌اند. اما احتمال یافتن چنین اسنادی همیشه ودر همه جا، اگر نه غیر ممکن، بسیار نامحتمل است، حتی برای دورانهای تاریخی نیز یافتن اسناد مکتوب همواره قطعی نیست.

 پس پژوهشگر سعی می‌کند با بررسی و طبقه بندی یافته‌های مختلف در یک مکان ویافته‌های مشابه در مکانهای متفاوت به تقسیم بندی دوره‌های مختلف زمانی وتعیین توالی آنها بپردازد. اما این طبقه بندی، هنوز برای اظهار نظر درباره تقدم وتاًخر زمانی این دوره‌ها کافی نیست. چنین اظهار نظری درمرحله بعدی و با استفاده از روشهایی مانندلایه نگاریامکانپذیر است. بدین منظورلایه‌های استقراری مختلفی که درمنطقه محدودی روی یکدیگر قرار گرفته‌اند، مشخص می‌شوند و به این ترتیب توالی زمانی تشکیل این لایه‌ها به دست می‌آید. این به معنای تهیه یک مقیاس زمانی نسبی سالیابی نسبی است. بسیاری از اشیایی که درلایه‌های مختلف به‌دست می‌آیند ممکن است ارزش مادی چندانی نداشته باشند، اما منحصربه‌فردبودن، به آنهاارزش غیر قابل انکاری درپژوهشهای باستان‌شناسی می‌بخشد.

دنبال کردن سیر زمانی با توجه به توالی لایه‌های استقراریدر محل حفاری، فقط در صورتیکه به دلایلی مانند پدیده‌های طبیعی، سیل، زلزله یا حفاریهای غیر مجاز، نظم لایه‌ها برهم خورده باشد، ناممکن خواهد بود. پس از لایه نگاری یک منطقه، مرحله بعدی بررسی روابط نواحی مختلف است.

پدر باستان شناسي ايران دكتر نگهبان

باستان شناسي دروغ ها را بر ملا مي كند وخرافات را مي گويد كه واقعيت ندارد.و انسان را راهنمايي مي كند كه چون در گذشته بدين سان بوده پس در آينده نيز راه صحيح به اين شكل خواهد بود .مثال مهم : در كتاب يهوديان و در كتابهاي تاريخي كه ما در مدرسه مي خوانيم در مورد موسي نوشته : او در زمان فرعون رامسس دوم قيام كرد.مردم را به خداپرستي دعوت نمود.از ميان رود نيل عبور كرد و رامسس و سپاهيانش رو غرق نمود.از معجزات وي عصاي وي بود كه تبديل به اژدها مي شد و مردگان را زنده مي كرد ؟؟!!!!

باستان‌شناسی ایران

از ۱۸۰۰ به بعد، با ورود میسیونرهای خارجی به ایران، علاقه به شناسایی مکانهای ذکر شده در کتاب مقدس و نویسندگان کلاسیک گسترش یافت. در نیمه اول قرن نوزدهم، تلاش برای توصیف و تهیه طرح از آثار قدیمی آغاز شد. در اواخر قرن نوزدهم، ایران با وجود حفظ استقلال خود، به منطقه حائل بین امپراطوریهای انگلیس و روسیه در آسیا تبدیل شد. نفوذ این دو کشور و حضور جاسوسهای آنها در ایران امکان را برای توجه به آثار قدیمی نیز فراهم کرد. در اوایل ۱۸۴۰s، بارون روسی بنام بوده و لایارد بریتانیایی در لرستان و خوزستان موفق به ثبت برخی از مکانهای باستان شدند.

از ۱۸۳۶–۱۸۴۱، هنری سی. راولینسون کتیبه سه زبانه بیستون را کپی کرد و موفق شد بعدها آنرا کشف رمز و ترجمه کند، وی بر اساس ترجمه کتیبه‌های خط میخی و ترجمه متون کلاسیک، برای اولین بار تاریخ ایران باستان (از ماد تا ساسانی) را در کتاب هفت پادشاهی بزرگ شرق جهان باستان به جهانیان معرفی کرد.

در سال ۱۸۳۹ دو فرانسوی بنام فلاندن و کست برای چند سال به ایران سفر کردند. آنها ابتدا در ماه مه ۱۸۴۱ به اصفهان سفر کردند و سپس به همدان، کنگاور، بیستون، حلوان، و در نهایت شیراز، خلیج فارس و بوشهر رفتند. مطالعات و طرحهای تهیه شده توسط آنها زا اهمیت زیادی در تاریخ باستان شناسی ایران برخوردار است. آنها در این سفر مشاهدات مهمی خود دربارهٔ حکومت قاجار، آثار باستان شناسی، هنر، معماری، جغرافیا، جامعه‌شناسی و زندگی دربار، سلطنت و استانها، سازمان نظامی، و غیره را با دقت و همراه با طرحهای زیادی ثبت کردند. اطلاعاتی دربارهٔ فواصل بین شهرها بصورت سواره (اسب) داده شده است.

علاقه شاه ناصر الدین شاه به آثار باستانی به تدریج فراتر از حفاری شد و او بفکر ساختن یک موزه در کاخ خود در تهران افتاد. شیندلر در سال ۱۸۷۵ نوشت که “شاهنشاه [شاه شاهان] به بعضی از خارجی‌ها مجوز حفاری تپه‌ها را داده است. این جای تأسف است که این آثار باستانی بخارج از ایران می‌رود. این تصمیم شاه مبنی بر قرار دادن همه چیز مثل آجر و مهر و غیره در موزه شاهنشاهی امر خوبی است.

مرحله نخست: شکل گیری باستان شناسی در ایران (انحصار فرانسوی‌ها)

کاوشهای منظم مکانهای باستانی در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. همزمان بررسی‌هایی به هدف مطالعه تاریخ هنر و معماری کهن پارس انجام شد. معمار و مورخ فرانسوی مارسل دیولافوا Dieulafoy در سفرش به ایران در ۱۸۸۰–۱۸۸۱، با برخی از اصحاب نزدیک ناصر الدین شاه ملاقات کرد. در سال ۱۹۰۱، انحصار کاوشهای باستان شناسی ایران به فرانسوی‌ها تحت مدیریت دمورگان اعطا شد. از آن زمان تا سال ۱۹۳۰، باستان شناسان فرانسوی تنها کاوشگران فعال در کشور بودند. کودتا در سال ۱۹۲۱ آغاز مدرنیزاسیون ایران بود. عقدنامه‌ها و قرار دادهای سیاسی و پیمان‌های اقتصادی با روس‌ها، فرانسوی، انگلیسی باطل شد. از جمله فعالیت‌های اداری جدید در ایران تصویب قانون عتیقیات توسط مجلس در ۱۹۲۸–۱۹۲۹، بود که باعث پایان سلطه فرانسه بر پژوهش باستان شناسی در ایران و تأسیس اداره کل عتیقیات در سال ۱۹۳۰ بود.

مرحله دوم: گسترش فعالیتهای باستان شناسی در ایران (کاوش باستان شناسان خارجی)

کاوشهای منظم در پرسپولیس در سال ۱۹۳۱ توسط مؤسسه شرقشناسی از دانشگاه شیکاگو شروع و تا سال ۱۹۳۹ ادامه یافت. کاوش در ابتدا توسط ارنست هرتسفلد شروع و سپس توسط اشمیت (۱۹۳۴–۱۹۳۹)ادامه یافت. پس از سال ۱۹۳۹، کاوشها توسط اداره باستان شناسی ایران تحت نظر آندره گدار، مستفوی و علی سامی ادامه یافت. از سال ۱۹۶۸ تا سال ۱۹۷۴، برنامه اکتشاف و مرمت توسط جوزپه و تیلیا از مؤسسه شرقشناسی ایزومئو توسط ایتالیا پیگیری شد. با وجود فعالیت‌های مداوم باستان شناسان خارجی، باستان شناسی در ایران هنوز ناشناخته بود و تنها چند کارشناس ایرانی در این زمینه وجود دارد. از این رو، ایرانی‌ها فعالیت‌های اندکی در این زمینه داشتند. شایان ذکر است که گروه اول دانشجویان باستان شناسی در ایران در سال ۱۹۴۱ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. تحقیقات مستقل محققان ایرانی قبل از ۱۳۲۰–۱۹۳۴، تنها محدود بود به چند فعالیت از جمله حفاری‌های انجام شده توسط علی حاکمی در تپه حسنلو در دره سولدوز در غرب آذربایجان و مرمت و حفاری‌های تخت جمشید در سال ۱۹۳۹ توسط عیسی بهنام و علی سامی.

پاسارگاد، پایتخت کورش بزرگ، بسیار پیشتر در قرن ۱۸ و ۱۹ مورد توجه مسافران آنزمان از جمله رابرت کرپوتر و دیولافوا قرار گرفته بود. هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ از این مکان بازدید کرد و در سال ۱۹۲۸ آنرا کاوش کرد. در سال ۱۹۵۵ علی سامی کاوش آنرا ادامه داد. حفاری بعدی بین سال ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ توسط دیوید استروناخ Stronach، مدیر مؤسسه بریتانیای مطالعات ایران انجام شد.

مرحله سوم: شروع فعالیت گسترده باستان شناسان ایرانی

در سال ۱۹۴۰، اولین گروه از دانشجویان باستان شناسی از گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات در دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شدند. برخی از این فارغ التحصیلان پس از آن در دانشگاه‌های معتبر در اروپا و ایالات متحده به تحصیل ادامه دادند. یکی از آنها عزت اله نگهبان بود که پس از بازگشت به ایران در گورستان سلطنتی مارلیک در استان گیلان شروع به کاوش کرد. گنجینه‌های پر زرق و برق و عجیب طلا و نقره از مارلیک باعث جلب توجه و علاقه مقامات ایرانی به باستان شناسی شد و در نتیجه توجه خاصی به توسعه پژوهش باستان شناسی در مکانهای باستانی و در دانشگاه داده شد. نگهبان مؤسسه باستان شناسی را در دانشگاه تهران تأسیس کرد. فارغ التحصیلان گروه باستان شناسی تحت نظر نگهبان مشغول به فعالیت در زمینه باستان شناسی در سراسر ایران شدند. برخی نیز توسط نگهبان برای کسب دکترای و سایر مدارج بالاتر خارج از کشور خصوصاً آمریکا رفتند. در سال ۱۹۵۷ نگهبان از بریدوود Braidwood دعوت کرد که برای انجام کاوش به ایران بیاید. حضور بریدوود و آغاز پروژه پیش از تاریخ وی در ایران باعث شد که مسیری جدید در بررسی دوره پیش از تاریخ ایران ایجاد شود. بریدوود علاوه بر بررسی منطقه کرمانشاه، کاوش‌های باستان شناسی در تپه نوسنگی سراب، آسیاب وسیابید، در نزدیکی شهر کرمانشاه به عمل آورد.

از سال ۱۹۶۰ اداره کل باستان شناسی ایران، که جایگزین اداره عتیقیات قدیم شده بود، تفاهم نامه‌هایی با دانشگاهها و مراکز مطالعاتی خارجی امضاء کرد. با شروع ریاست فیروز باقرزاده بر این اداره، مجوزهای بسیاری برای کار میدانی باستان شناسی از جمله بررسی و کاوش صادر شد. برخی از این مجوز برای پروژه‌های مشترک بودنداز جمله آنها پروژه مشترک چغا میش در خوزستان.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>